هفته ی گذشته برنامه ای در رسانه ی ضرغامی پخش شد که تا امروز مرا قلقلک می داد مطلبی بنویسم . ضرغامی فرد شایسته ای برای تصدی رسانه ی ملی (؟) است چرا که وی توانایی خود را در تخریب آزادگان و تقدیر از مرتجعان نشان داده است . قهرمان ملی نشان دادن بی مایگان و ابله جلوه دادن بزرگان یکی از بزرگترین اقدامات وی طی دوران مسئولیتش (؟) بوده ... و خداوند به همه چیز داناتر است !!!
آب که سر بالا می رود پینوکیو هم تاریخ نویس می شود ! به مناسبت دهه ی فجر چهره ی واقعی خود را نشان داده و مسلمانان حقیقی تاریخ را زیر سوال می برند . گویی عنایت نمی کنند که اگر حسین زنده است ، زنده بودن او به خاطر ایستگاه های پخش چای و خرمای وزارت ارشاد احمدی نژاد نیست ، حسین زمان قزاق چکمه پوش هم زنده بود . زنده بودن حسین به دلیل فرزند علی بودن او نیست به خاطر راهی است که در پیش گرفت و آن راه ، راهی نیست جز راه حقیقت ، مسیری جاودانه که انتهایش می رسد پیش خدا ...
نمی خواهم درباره ی سریال پدرخوانده صحبت کنم که سعی دارد مصدق را وطن فروش جلوه دهد و آقای کاشانی را اسطوره ی ملی و مذهبی !!! دشمنان مصدق هم می دانند اگر مصدق در زندگی 87 ساله اش کاری کرده باشد مبارزه با وطن فروشی است ...
فقط یک بند در باره ی این چرند تلویزیونی به خاطر دلم می نویسم . مصدق را فردی غیر مذهبی جلوه می دهند در حالی که تنها ، دفاعیات به جا مانده از وی ، نشان می دهد او یک مسلمان حقیقی است . قیاس مع الفارق است اما نا خودآگاه به یاد مولایم علی می افتم که وقتی خبر شهادتش در محراب به مردم شام رسید ، گفتند : " مگر علی نماز هم می خواند ؟! "
محرمانه عنوان برنامه ی امسال ضرغامی جان برای تاریخ سازی است . به یاد دارم پارسال این روزها برنامه ی فوق العاده با یک مجری فوق لوده این کباده را به دست گرفته بود . نقطه ی مشترک این برنامه های زنجیره ای که هر سال در این دهه پخش می شود ، احمق فرض کردن مخاطب است .
خوب برویم سر اصل مطلب . چند روز پیش مهمان این برنامه جلال الدین فارسی بود . مردی تسبیح به دست که ...
آن شب تا آن جا که توانست دیگران را تخریب و خود را تمدیح کرد . گفت در شورای عالی انقلاب فرهنگی تنها کسی بوده که حقوق نمی گرفته ؛ گفت جز اولین چریک های انقلابی بوده ؛ گفت دولت بازرگان از عناصر نالایق تشکیل شده بود ؛ گفت من هیچ پست حکومتی را قبول نکردم ؛ گفت بنی صدر از قرآن فقط حمد و سوره را می دانست اما هیچ کس دقت نکرد ، گفت بنی صدر در سخنرانیش به جای سوره ی روم گفته سوره ی رم ؛ گفت همه گول بنی صدر را خوردند و من نتوانستم اولین رئیس جمهور ایران باشم و گفت ...
تا می توانست گفت . مخلص کلام می گفت من خوب بودم کسی نفهمید و ...
جلال الدین عزیز بیا با هم به گذشته برگردیم . به آن روز ها که رقابت اصلی انتخابات دوره اول ریاست جمهوری بین تو و بنی صدر بود . تاریخ می گوید آن روز ها همه چیز به نفع بنی صدر بود . تو به عنوان کاندیدای حزب جمهوری انتخاب شده بودی ، اما جامعه ی روحانیت هم بنی صدر را برتر از تو می دانست . بنی صدر آش دهان سوزی نبود اما او مهره ی ماری را یدک می کشید که تو نداشتی . آیت ا... خمینی دستور داده بود که روحانیت نمی تواند در انتخابات شرکت کند ، به همین دلیل در حضور آقایان بهشتی ، رفسنجانی ، خامنه ای و ... ، تو به عنوان کاندیدای حزب جمهوری معرفی شدی . تو انتخابات را از قبل واگذار کرده بودی اما شیخ علی تهرانی باخت تو را قبل از برگزاری انتخابات مسجل کرد . او با ارائه ی مدارکی که ثابت می کرد تو اصالت افغانی داری ، آب پاکی را روی دست حزب جمهوری پاشید.( بر اساس قانون رئیس جمهور باید ایرانی الاصل باشد . )
در مورد محبوبیت تو در جامعه ی روحانیت همین بس که ، هنگام مطرح شدن نام تو به عنوان کاندیدا ، روحانیت با تو مخالفت کردند ، حتی فردی مانند آقای موسوی اردبیلی که حزبی بود گفت : " این جلال الدین فارسی حتی نمی تواند یک مدرسه را اداره کند ، چطور می خواهد ریاست جمهور شود ؟ "
اما بنی صدر ... . حرف های تو در مورد بنی صدر مرا یاد پیر ساده لوحی می اندازد که می گفت : " این قدر می گویند دکتر شریعتی ال است و بل ... این آقا نمی تواند آمپول بزند بعد به او می گویند دکتر ! "
پدر بنی صدر آیت ا... ابوالفضل بنی صدر از روحانیون صاحب عنوان همدان و جزء علمایی بود که به هنگام دستگیری آیت ا... خمینی و آیت ا... طباطبایی قمی برای اعتراض به تهران رفته بود . خود بنی صدر تالیفات اسلامی زیادی دارد مثل : اصول قضاوت و حقوق بشر در قرآن ، عقل آزاد ، رابطه ی مادیت با معنویت ، زن و زناشویی در اسلام و ...
جلال جان ، مشکل بنی صدر این نبود که فقط دو سوره از قرآن بلد بود ، این دلایل واقعا ساده انگارانه است . تیمور لنگ حافظ قرآن بود اما تاریخ گزارش می دهد از کافران زمان خود بیشتر به مردم جفا کرده است . مشکل بنی صدر ضعف ایمانش بود . همه می دانند تنها کسی می تواند به قدرت برسد و فساد نکند که با تقوا باشد . روح بنی صدر گنجایش این همه قدرت را نداشت و قدرتی که می توانست او و مردمش را به عرش ببرد ، وی را به فرش کشید . آری بنی صدر اسیر غرورش شده بود و ...
چریک جان ، چشم هایت را باز کن تا مبارزانی را ببینی که قبل انقلاب از جان مایه می گذاشتند اما امروز برای قدرت و پول خون برادرانشان را می ریزند ...
در مورد دولت بازرگان باید بدانی که تو و امثال تو بودند که نگذاشتند آن بزرگمرد پاکدامن به آرمان های مردم و انقلاب عمل کند . او معتقد به جمهوری اسلامی بود و شما ها مخالف آن . پس او تصمیم گرفت به مردمش دروغ نگوید و استعفا داد . یادت هست سال 76 در روزنامه ی ابرار ، جمهوری اسلامی را تاکتیکی برای فریب دشمن خواندی و گفتی :
" با جانبداري ظاهري رهبر انقلاب از دموكراسي، جمهوريت و حكومت مردمي ، دشمنان انقلاب فريب خورده، با تصور استقرار يك نظام جمهوري و دموكراتيك دست از عداوت خود با نظام نوپاي اسلامي برمي داشتند. با اين تاكتيك حساب شده حكومت اسلامي در قالب ظاهري جمهوريت و مردم سالاري ريشه مي دواند و در موقع مقتضي با كنار زدن نقاب، حكومت اصيل اسلامي را برقرار مي كند. با انجام اين تاكتيك دشمن غافلگير شد و نتوانست از استقرار حكومت ولايي در ايران جلوگيري كند. بر اين اساس دموكراسي، جمهوريت و حكومت مردمي در نظام ولايي محلي از اعراب ندارد و صرفا به مثابه يك تاكتيك پيروز در جنگ اسلام و كفر جهاني پيش گرفته شد. " (ابرار، 22/4/1376)
راستی چرا از شورای انقلاب فرهنگی حقوق نگرفتی ؟ شاید امروز می خواستی آن را چماق کنی و ...
در مورد اینکه جنابعالی هیچ پستی را در نظام قبول نکردی باید بگویم که شما در مجلس دوم نماینده بودی و پست دیگری هم نمی توانستی بگیری ، چرا که :
1- افغانی الاصل هستی ،
2- به خاطر قتل بهمن رضاخانی مترجم معروف کتاب امپریالیسم ژاپن نوشته ی فرد هالیدی پرونده قضایی داشتی ، هنوز حیران مانده ام چگونه کسی می تواند یک نویسنده را به دلیل این که در کتابش اعتراضاتی به شکار داشته است ، به قتل برساند . به مردم می گفتی چگونه و از کدام دادگاه تبرئه شدی ؟ چه شد که پس از سال ها این گونه و در این دهه و در این برنامه ابراز وجود کردی ؟
دلایل دیگری هم هست که به اطناب سخن می انجامد و از بیان آن ها چشم پوشی می کنم .
جلال جان می دانم مبارزه کردی اما ...
جلال جان گفتی شریعتی را نمی توان وصف کرد ، به تو امیدوار شدم ؛ اما چند لحظه بعد نشان دادی که آن حرفت هم بی دلیل نبود ...
سخنم را با کلامی از علی (ع) خاتمه می دهم. مولا علی سیمای منافقان را اینگونه تصویر می کند : " آن ها برابر هر حقی باطلی و برابر هر دلیلی شبهه ای و برای هر زنده ای قاتلی و برای هر دری کلیدی و برای هر شبی چراغی تهیه کرده اند. "
(خطبه 194 نهج البلاغه )